برای شیروان و برای افتخارش حکیم ارد بزرگ Shirvan

این انجمن قدیمی ترین کلوپ مجازی جوانان شهر شیروان با 900 نفر عضو می باشد، کار خود را از سال 1386 آغاز نموده است . نام انجمن خود را به افتخار فیلسوف جهانی شهرمان حکیم ارد بزرگ گذاشتیم ((بزرگ شیروان)). استفاده از مطالب این انجمن با ذکر منبع بلا اشکال است
الرئيسيةمكتبة الصورجستجوگروههاي کاربرانثبت نامورود
به انجمن شهرستان شیروان ، شهر اجدادی بزرگترین فیلسوف جهان "حکیم اُرُد بزرگ" خوش آمدید . .... اینجا انجمن شیروان است قدیمی ترین تالار گفتمان خراسان شمالی با 900 نفر عضو رسمی . .... برای دانلود کتاب ها و باز شدن لینک های موجود در انجمن باید ثبت نام کنید .
ویژه
زوزه باد پاییزی، در بهار غم انگیز شیروان

انتخابات مجلس در شیروان اسفند 1394

المواضيع الأخيرة
» رونمایی از کوچک‌ترین حافظه فلش دنیا
السبت ديسمبر 31, 2016 11:17 am من طرف مصطفی گلیانی

» آیا حق امیرعبداللهیان این بود ؟
الإثنين يونيو 20, 2016 4:35 am من طرف ترگل بهادران

» استاد پرویز کردوانی شبکه خبر رو به هم ریخت !
الإثنين يونيو 20, 2016 4:19 am من طرف ترگل بهادران

» النگ و دولنگ بازی می‌کنند خیلی قشنگ
الإثنين يونيو 20, 2016 4:10 am من طرف ترگل بهادران

» حاشیه های جالب و خواندنی مجلس یادبود حبیب محبیان
الإثنين يونيو 20, 2016 4:04 am من طرف ترگل بهادران

» چالش بین مجلس و شورای نگهبان بر سر مینو خالقی آغاز شد
الإثنين يونيو 20, 2016 3:45 am من طرف ترگل بهادران

» شهر فلوجه عراق بالاخره آزاد شد
السبت يونيو 18, 2016 6:30 am من طرف ترگل بهادران

» تمجید حکیم ارد بزرگ از کار دلیرانه عبدالعلی صفاپور
السبت يونيو 18, 2016 5:57 am من طرف مصطفی گلیانی

» شیروان در انتظار ورود بزرگترین فیلسوف جهان
الثلاثاء أبريل 12, 2016 7:51 am من طرف اکرم غلامی

» Biography of the greatest philosophers of the world
الأربعاء مارس 09, 2016 11:44 pm من طرف اکرم غلامی

ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
احصائيات
تعداد کاربران ثبت نام شده: 909
جديدترين کاربر ثبت نام شده: شادی 1993

تعداد موضوعات ارسال شده توسط کاربران سايت: 5857 في 1115 موضوع
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
اکرم غلامی - 740
 
مصطفی گلیانی - 492
 
سمندر رضایی - 423
 
سهیل رحمانی - 355
 
Mahya - 347
 
shima niazi - 316
 
شراره شیروانیان - 285
 
akharinpanah - 279
 
امین قاسمی - 274
 
ترگل بهادران - 239
 
سحابة الكلمات الدلالية
دالان اکسس زبان كتاب کتاب ماهواره افزار نامه پاتر اینترنت access رمان بهشت بیان شیروان رانندگی spss آشپزی شبکه آموزش گلخانه مهندسی دانلود icdl قانون کارت

شاطر | 
 

  المانيتور:يک عضو دستگير شده داعش از ارتباط احتمالي ترکيه و داعش سخن گفت

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
ترگل بهادران
عضو رسمی انجمن شماره یک شیروان
عضو رسمی انجمن شماره یک شیروان
avatar

تعداد پستها : 239
محبوبیت : 846
تاریخ عضویت : 2010-02-14
امتیاز : 2596

پستعنوان: المانيتور:يک عضو دستگير شده داعش از ارتباط احتمالي ترکيه و داعش سخن گفت    الخميس يونيو 18, 2015 11:55 pm

یک عضو داعش که در منطقه تل خمیس سوریه توسط نیروهای حفاظت مردم دستگیر شده است از ارتباط داعش و ترکیه سخن گفت.
به گزارش المانیتور، این فرد که بیست و پنج سال دارد و متولد سال 1990 در آدیامان ترکیه است به توصیف فرایند عضویتش در داعش از طریق استانبول پرداخت و اضافه کرد زمانی که من کالاهای ترک را در مغازه های داعش می دیدم این سئوال در ذهنم ایجاد می شد. داعش ترکیه را یک کشور کافر قلمداد می کرد با این حال بیشتر کالاهایی که در مغازه های داعش بود ساخت ترکیه بود چرا؟ با خودم فکر می کردم که احتمالا یک تجارت مشخصی میان این دو وجود دارد اما اینکه چطور این تجارت صورت می گیرد را نمی دانم. خدا می داند احتمالا نوعی قرارداد خرید سوخت یا نفت یا حتی قرارداد خرید آب میان این دو وجود دارد. اما جزییات دقیق آن را نمی دانم. پیش از آنکه به داعش بپیوندم در تلویزیون اتباع ترکیه را که در موصل به اسارت داعش درآمده بودند را دیدم. من درباره تبادل این اسرا از فردی در داعش به نام ابواسامه الکردی سئوال کردم و وی معتقد بود که شماری از مسلمانان در زندانهای ترکیه با آن اسرا مبادله شده اند. علاوه بر مسئله تبادل اسرا نوعی قرارداد سوخت و نفت نیز میان این دو وجود دارد.
وی گفت من ده سالگی این شهر را ترک کردم و بیشتر سالهای زندگی خود را در مدارس شبانه روزی بامحیط های کار گذراندم. پس از پایان دبیرستان یک سال در دانشگاه اسپارتای ترکیه درس خواندم اما نتوانستم درسم را تمام کنم و به استانبول برای کار رفتم. من زمان کمی را با خانواده خود گذراندم و بیشتر در مدارس شبانه روزی و خوابگاه ها بودم. در استانبول با فردی به نام ابراهیم اسامه آشنا شدم که با وی صحبت می کردم. وی فردی عجیب و خاص بود وی ریش و موی بلندی داشت و شلوار شش جیب می پوشید. ظاهر وی شبیه به دیگر افرادی بود که عضو داعش بودند. پس از آنکه به آدیامان بازگشتم کتاب هایی که وی توصیه کرده بود را خواندم. بیشتر این کتاب ها توسط اخوان المسلمین منتشر شده بود. با این حال پس از آنکه ابراهیم اسامه بعدا درباره داعش با من صحبت کردم کاملا غافلگیر شدم زیرا اختلافات زیادی بین آنها وجود دارد و حتی مسئله تکفیر نیز بود. داعش ساختاری است که اخوان المسلمین را مرتد می داند. من به وی گفتم که قصد پیوستن به داعش را دارم وی پیش از این به من گفته بود که عضو شوم و گفته بود که هجرت یک وظیفه مذهبی است. آیات مربوط به جهاد توجه من را جلب کرد و من به داعش پیوستم. وی به نانوایی که من در استانبول در آن کار می کردم می آمد یک مسجد آنجا بود. وی اغلب به آن مسجد می رفت آنجا محلی بود که بیشتر افرادی که شبیه به وی بودند در آنجا جمع می شدند. اسامه یک شماره تلفن به من داد و وقتی من به آن شماره زنگ زدم به من گفتند که به غازی عینتپ برو. من در غازی عینتپ با رابط خود دیدار کردم. وی مستقیم من را سوار تاکسی کرد و به مکانی فرستاد. سپس یک خودروی ون آمد و من را تا مرز بردند و در یک روستا در مرز مستقر بودیم. ما از آنچا وارد سوریه شدیم منطقه ای نزدیک به کیلیش در منطقه الباب استان حلب سوریه. همراه من سه یا چهار اندونزیایی و سه اویغور بودند. قاچاقچی به ما گفت که هنگام عبور از مرز بدون وسایل خود بدویم. من هیچ سربازی ندیدم و عبور بسیار ساده بود. من حدود پنجاه متر دویدم. عبور از مرز بسیار ساده بود. سپس به ما آموزش دادند. دروسی که ما خواندیم دروس عقاید، فقه و سیره پیغمبر بود. در این کلاسها افراد ترک و ازبک بودند. سپس ما آموزشهای نظامی دیدیم. سپس ما را گروه بندی کردند و در منطقه ای موسوم به هول که مقر ما در آنها بود مستقر شدیم. فردی که اهل قونیه والی آن شهر بود. وی سابقه جنگ در افغانستان را داشت. میانگین سنی گروههای ترک بیست تا بیست و دو سال بود. این افراد یا مثل من پس از کمی تحقیق وارد داعش شده بودند یا از مدرسه ای از قونیه می آمدند. آنها افراد را به گروههای ده تا بیست نفری تقسیم می کردند. ساختارهای مذهبی در قونیه وجود دارد که از جمله آنها مراد حجه و جامعه علاء الدین پهلوی است. آنها جامعه هایی جهادی هستند. اساتید مشخص کتابهایی دارند که حکومت ترکیه باید از آن مطلع باشد. شماری از این اساتید و معلمان مدتهایی زندانی نیز بوده اند. مدرسه هایی در قونیه وجود دارد که به مدارس جامعه پهلوی و مراد حجه معروف است. افرادی در این جامعه ها هستند که در گذشته از حزب عدالت و توسعه حمایت کرده اند . همچنین برخی از آنها عضو حزب سعادت ترکیه و محافل ملی گرا هستند. افرادی نیز در آنجا بودند که در هیچ حزبی عضویت نداشتند. افرادی نیز آنجا بودند که پیش از این عضو گروهی موسوم به حزب الله ترکیه بودند. همچنین افرادی از منطقه دیاربکر در آنجا حضور داشتند. با این حال تاآنجا که من می دانم شمار افراد کرد مستقر در عراق بسیار بیشتر بود. پس از آن ما را به منطقه تل خمیس بردند و در آنجا ما را از هم جدا کردند. سپس فردی به نام عبدالسلام الکردی دستور داد گروه ما رابه یک روستا به نام قاریا بردند. تا صبح آنجا بمباران بود. یک هواپیما در حال بمباران آنجا بودند صبح وارد درگیری با واحد های حفاظت مردمی شدند. ما در پشت جبهه بودیم. به طرف ما تیراندازی کردند ما در آنجا چهار نفر بودیم که دو نفر هدف گلوله قرار گرفتند. واحد ما را در حالی به منطقه جنگی بردند که هیچکدام از ما اصلا نمی دانستیم چطور بجنگیم. اینجا تناقضی وجود دارد که موجب بروز این سئوال در ذهن می شود که آنها می توانستند افراد را در گروههای که باتجربه تر بودند تقسیم کنند اما ما را مستقیم به میدان نبرد بردند. من از ناحیه پا و دست هدف گلوله قرار گرفته بودم و تنها کاری که می توانستم بکنم سینه خیز رفتن بود من مسافت زیادی را سینه خیز رفتم و از عرض یک رودخانه گذشتم و در نهایت به یک دامداری رسیدم. یک روستایی من را دید و زخم هایم را بررسی کرد وی واحدهای حفاظت مردمی را خبر کرد و آنها آمدند و من را به بیمارستان منتقل کردند. پس از آنکه من را گرفتند به هیچ وجه شکنجه ام نکردند و رفتارشان با من بسیار خوب بود. من اصلا تصور این برخورد را نداشتم.
در زمانی که در مناطق تحت کنترل داعش بودم دیدم که آنها زنها را به عنوان کنیز خرید و فروش می کردند و برای سنین کمتر از هجده سال نیز چند هزار دلار قیمت می گذاشتند. آنها از بین زنان کرد کنیز نمی گرفتند زیرا کردها را مسلمان می دانستند اما از بین شیعه ها و ایزدیان کنیز می گرفتند و زنانی که بچه داشتند را آزاد می کردند. شاهد بودم که به جای حقوق به جنگجویان داعش کنیز می دادند.
حقوق جنگجویان نیز بین 100 تا 150 دلار بود و به جنگجویان متاهل نیز 200 دلار حقوق می دادند. ما در آنجا زیاد به پول نیاز نداشتیم و هیچ پولی نیز نگرفتیم. شاید دلیلش نیز آن بود که ما هیچ وظیفه ای به عهده نگرفته بودیم و در هیچ درگیری شرکت نکرده بودیم. در آموزش های شریعت به ما یاد دادند که باید برای بدست آوردن پول غنیمت بگیریم. زمانی که من کالاهای ترک را در مغازه های داعش می دیدم این سئوال در ذهنم ایجاد می شد. داعش ترکیه را یک کشور کافر قلمداد می کرد با این حال بیشتر کالاهایی که در مغازه های داعش بود ساخت ترکیه بود چرا؟ با خودم فکر می کردم که احتمالا یک تجارت مشخصی میان این دو وجود دارد اما اینکه چطور این تجارت صورت می گیرد را نمی دانم. خدا می داند احتمالا نوعی قرارداد خرید سوخت یا نفت یا حتی قرارداد خرید آب میان این دو وجود دارد. اما جزییات دقیق آن را نمی دانم. پیش از آنکه به داعش بپیوندم در تلویزیون اتباع ترکیه را که در موصل به اسارت داعش درآمده بودند را دیدم. من درباره تبادل این اسرا از فردی در داعش به نام ابواسامه الکردی سئوال کردم و وی معتقد بود که شماری از مسلمانان در زندانهای ترکیه با آن اسرا مبادله شده اند. علاوه بر مسئله تبادل اسرا نوعی قرارداد سوخت و نفت نیز میان این دو وجود دارد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
المانيتور:يک عضو دستگير شده داعش از ارتباط احتمالي ترکيه و داعش سخن گفت
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
برای شیروان و برای افتخارش حکیم ارد بزرگ Shirvan :: گفتگوی آزاد-
پرش به: