برای شیروان و برای افتخارش حکیم ارد بزرگ Shirvan

این انجمن قدیمی ترین کلوپ مجازی جوانان شهر شیروان با 900 نفر عضو می باشد، کار خود را از سال 1386 آغاز نموده است . نام انجمن خود را به افتخار فیلسوف جهانی شهرمان حکیم ارد بزرگ گذاشتیم ((بزرگ شیروان)). استفاده از مطالب این انجمن با ذکر منبع بلا اشکال است
 
الرئيسيةمكتبة الصورجستجوگروههاي کاربرانثبت نامورود
به انجمن شهرستان شیروان ، شهر اجدادی بزرگترین فیلسوف جهان "حکیم اُرُد بزرگ" خوش آمدید . .... اینجا انجمن شیروان است قدیمی ترین تالار گفتمان خراسان شمالی با 900 نفر عضو رسمی . .... برای دانلود کتاب ها و باز شدن لینک های موجود در انجمن باید ثبت نام کنید .
ویژه
حکیم ارد بزرگ

«ای ارد بزرگ جاودانه
ای مظهر حکمت زمانه

همشهری خوب شیروانی
من مفتخرم بدین نشانه

آوازه شهر من بلند است
تا نام تو باشدش میانه

ایران به تو می بالد و اینک
گشتی تو به هر کجا فسانه

آوازه تو گذشته از مرز
رفته است به اوج بیکرانه

تو شهپر آسمان حکمت
باز آمده ای به آشیانه

پای تو و چشم دوستداران
ای لعبت شعر شاعرانه

با چشم جهانبین که تو داری
صد طعنه به چشم آهوانه

زد حلقه بپای عاشقانت
گیسوی فتاده روی شانه

ای نطق تو با زبان حکمت
شیوایی حرف دلبرانه

ای شیوه مهربانی تو
دلچسب تر از دو صد ترانه

مردم بطواف روی ماهت
گردند بدورت عاشقانه

محبوب قلوب عاشقانی
ای ارد بزرگ جاودانه»

شاعر : جناب آقای رضا بخشعلی زاده شیروان
1397/1/11


المواضيع الأخيرة
» هیچ آرمانی ، نباید انسانیت درون ما را نابود سازد. حکیم ارد بزرگ
الثلاثاء أبريل 10, 2018 4:12 am من طرف اکرم غلامی

» سروده بسیار زیبای آقای رضا بخشعلی زاده در محضر حکیم ارد بزرگ + عکس و فیلم
الإثنين أبريل 02, 2018 12:55 am من طرف اکرم غلامی

» سخن و مهر پاک ، بر روان آدم پلید ، کارساز نیست. حکیم ارد بزرگ
السبت مارس 31, 2018 4:15 am من طرف اکرم غلامی

» هیچ زمستانی توان فسردن خون آدمهای فداکار و با شرف را ندارد. حکیم ارد بزرگ
السبت مارس 31, 2018 4:14 am من طرف اکرم غلامی

» آیا سخن گفتن از "آزادی" و "انسانیت" در این سرزمین جرم است ؟
الأربعاء ديسمبر 20, 2017 12:11 pm من طرف ترگل بهادران

» انسانیت در کلام بزرگترین فیلسوف جهان
الخميس ديسمبر 07, 2017 6:58 am من طرف امین قاسمی

» Wall of Kindness قوانین "دیوار مهربانی" از زبان حکیم ارد بزرگ
الثلاثاء نوفمبر 21, 2017 5:35 am من طرف اکرم غلامی

» بزرگترین فیلسوف جهان و سخنان بسیار زیبایش
الأحد نوفمبر 12, 2017 6:20 am من طرف اکرم غلامی

» شعری از هاتف اصفهانی
الأحد نوفمبر 12, 2017 5:56 am من طرف اکرم غلامی

» بابا افضل کاشانی کیست ؟
الأحد نوفمبر 12, 2017 5:27 am من طرف اکرم غلامی

ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
احصائيات
تعداد کاربران ثبت نام شده: 909
جديدترين کاربر ثبت نام شده: شادی 1993

تعداد موضوعات ارسال شده توسط کاربران سايت: 5881 في 1121 موضوع
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
اکرم غلامی - 762
 
مصطفی گلیانی - 492
 
سمندر رضایی - 424
 
سهیل رحمانی - 355
 
Mahya - 347
 
shima niazi - 316
 
شراره شیروانیان - 285
 
akharinpanah - 279
 
امین قاسمی - 274
 
ترگل بهادران - 240
 

شاطر | 
 

 شیرکوه ، امشب اشکهایم را بر پیکرت حس می کنی ؟

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Mahya
عضو ارشد انجمن شماره یک شیروان
عضو ارشد انجمن شماره یک شیروان
avatar

تعداد پستها : 347
محبوبیت : 667
تاریخ عضویت : 2010-01-06
امتیاز : 3714
روز تولد : 1985-01-05
جنسیت : انثى
سن : 33

پستعنوان: شیرکوه ، امشب اشکهایم را بر پیکرت حس می کنی ؟   الأحد يناير 25, 2015 4:28 am

سلام ماهک جان
ممنونم که یادم بودید و دیدم به آقای گلیانی از من هم نوشتید
ماهک جان انوقتها (7 یا 8 سال پیش) ما خیلی غریب بودیم وبلاگ هایمان مثل شیران شیروان امروز که روزی 1400 نفر خواننده دارد ، بازدید کننده نداشت . وبلاگ شیران شیروان آنوقت هم که با مدیری به نام (کرتات) اداره اش می کرد روزی 25 تا بازدید کننده داشت . خوب الان بیشتر همشهریها به اینترنت دسترسی دارند و به همین جهت فضای گفتگو خیلی بازتر و بهتر شده .
در سال 1388 شعری در مورد حکیم ارد بزرگ برجسته ترین شخصیت تاریخ شهرمان نوشتم که آقای محمد سیاح آن را بر روی سایت افق شیروان گذاشت من هم خیلی تشویق شدم . سال 1391 این شعر را برای حکیم دلهایمان فرستادم و ایشان پاسخی یک خطی برایم ایمیل کردند :
( با خواندن نوشته شما اشک ریختم و بر روان سرشار از مهرتان آفرین گفتم )
 
امروز این شعر را به شما و همه همشهریان تقدیم می کنم :
((بزرگ شیروان))
کوچه پس کوچه های خاک گرفته
تپه باستانی شیروان
ارگ بر خاک نشسته

در بین ویرانه های ارگ
پسری کنجکاو و بلند سیما
به آنچه از دست رفته می اندیشد

دیوارهای برج ها
کجاست شکوه مردان و زنان شمشیر بدست میهن پرست *
آن پسر کنجکاو با آن چشمان درشت ، شکوه سرزمینی را می دید که تنها گردی از آن بر جای مانده بود . *

افسوس ، خاکستر مرگ در همه جا
گذرگاهی دوباره آشفته از حضور بادهای هزاران ساله
بر فراز تپه نیاکان

چه می دید ؟
گهواره کودکی زیبا
همان که بعد ها دودمان اشکانیان را بنا نمود *

او از آن فراز چه می دید ؟
فریادها و حماسه های ایرانیان *
نجوا و مویه های زنان و کودکان غریب از سیل بی امان

یاران کجایند ؟ *
او در کنار گهواره ارشک
نیای بزرگ همه ما پارتها چه گفت و چه شنید ؟

یاران کجایند ؟
بر فراز تپه باستانی
ارشک ، مهرداد و فرهاد یا اردوان و بلاش ، براستی فرزند کدامیک بود ؟

و ارد
ارد ، سترگ بی رقیب
پادشاهی جنگاور و شکست ناپذیر
همان که میهن خویش را در یک زمان در باختر و خاور پیروز ساخته بود *

بادهای جاودانه بی مرگ
رها در قرون و اعصار
دیدگان آن پسر را در بلندای تپه باستانی در نوردیدند ، روان ارد پادشاه اشکانی دوباره زاده شد *

آن پسر همراه توفان ، همراه گردباد
رقص جاودانه ها را دید
با قهرمانی همچون احمد شاه مسعود پیمانها داشت درس ها و بحث ها

در هنگامه پر کشیدن مسعود
ارد را سیلی از اشک برد *
آیا کودک مسعود نقش پدر خویش را در سیما و سخن  ارد خواهد دید ؟

و ما ، پگاهی برخواستیم
شیر شیروان ملتهب بود
نقش شیرکوه جلوه ایی دیگر داشت

بادها باز در کوچه پس کوچه های شهرما
بادهایی که نسیم فرزند شیروان را در کنار شیرکوه فریاد می کشیدند
ارد بازگشته بود ...

همه حیرت زده به قامت شیرکوه می نگریستیم
شب چه زود فرا رسید
و در آن شب همه در سیمای لاجوردی آسمان شهرمان ، پرواز شیرکوه را دیدیم

او همراه فرزند قرون و اعصار شیروان
دشتها و کوهها را در نوردید
در میانه شب سخنان او را از خاور و باختر می شنیدیم به هزار زبان و پندار *

آیا امروز پگاهی دیگر است ؟
آیا اساطیر به شهر ما باز خواهند گشت *
آیا شیرکوه بار دیگر با همان پسر باز خواهد گشت ؟

پسری که امروز
دنیا در مقابلش
کُرنش نموده است

آیا کاخ های فرو ریخته شیروان *
یک بار دیگر
بوی گل سرخ به خود خواهد گرفت *

شیرکوه
امشب اشکهایم را بر پیکرت حس می کنی ؟
این همان اشکهایست که بر دامنه پنجشیر سالها پیش ریخته شد

شیرکوه
فرزند شیروان "ارد بزرگ" را باز گردان
شیرکوه ، زندگی در گامهای او جاریست ... *




جاهایی که (*) اشاراتی به سخنان جاودانه حکیم ارد بزرگ است
سروده : عاطفه معصومی / 1388


منبع شیران شیروان :
http://shiraneeshirvan.blogfa.com/post/52

_________________
--(( شیروان ))--
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
Mahya
عضو ارشد انجمن شماره یک شیروان
عضو ارشد انجمن شماره یک شیروان
avatar

تعداد پستها : 347
محبوبیت : 667
تاریخ عضویت : 2010-01-06
امتیاز : 3714
روز تولد : 1985-01-05
جنسیت : انثى
سن : 33

پستعنوان: رد: شیرکوه ، امشب اشکهایم را بر پیکرت حس می کنی ؟   الأحد يناير 25, 2015 4:30 am

بخش نظرات شیران شیروان



ترگل بهادران
سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ ۱۷:۴۸
اشک های من هم ریخت
آرزو می کنم در ماههای باقی مانده از سال 1393 حکیم بزرگ شهرمون رو در شیروان ببینیم



بجنوردی
سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ ۱۹:۹
به عنوان یک بجنوردی
از این شعر زیبا
لذت بردم



شیما نیازی
سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ ۱۹:۵۶
شعری از یاشار حسنینی است که میگه :

به آمدنت

بی گمان

تا نفس باقی‏ست

نه چون بید

که چون سرو

ایستاده‏ام

در معبر هر باد

پس حکیم منتظر آمدنت خواهیم بود ...



mana
سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ ۲۰:۳۲
درود بر شیران شیروان که هر وقت به آن سر می زنیم با

استعدادهای جوانان شهرمان بیشتر اشنا شده و انرژی گرفته و

به آینده امیدوارتر می شوم



ایلیا
سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ ۲۰:۳۴
شیروان شیروان
این مطلبت را خیلی پسندیدم



قربان
چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳ ۱۸:۱۵
(پرواز شیرکوه به همراه فرزندش)

خواندن این شعر یه حس عجیبی به آدم دست میده
ممنون از خانم معصومی






فرح محموديان
چهارشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۳ ۱۹:۳۶
این شعر را برای چندمین بار خواندم و بازم تو دلم برای عاطفه جون به خاطر داشتن این احساس زیبا تبریک گفتم






ترگل بهادران
شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳ ۱۴:۴۹
اینجای شعر فوق العاده زیبا است :

((همه حیرت زده به قامت شیرکوه می نگریستیم
شب چه زود فرا رسید
و در آن شب همه در سیمای لاجوردی آسمان شهرمان ، پرواز شیرکوه را دیدیم

او همراه فرزند قرون و اعصار شیروان
دشتها و کوهها را در نوردید
در میانه شب سخنان او را از خاور و باختر می شنیدیم به هزار زبان و پندار ))

_________________
--(( شیروان ))--
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
ماهک شیروان
کاربر انجمن شماره یک شیروان
کاربر انجمن شماره یک شیروان
avatar

تعداد پستها : 12
محبوبیت : 203
تاریخ عضویت : 2011-01-20
امتیاز : 221
جنسیت : ذكر
آدرس پستي : در شهر شیروان و بقول حکیم ارد بزرگ : شهر مهر و مهربانی زندگی می کنم

پستعنوان: رد: شیرکوه ، امشب اشکهایم را بر پیکرت حس می کنی ؟   الإثنين يناير 26, 2015 12:22 am

ممنون محیا جان
که  پست های شیران شیروان را اینجا منعکس کردی gool Like a Star @ heaven

من عاشق این شعر معصومه جان هستم I love you

_________________
اینترنت ، تا این زمان ، بزرگترین دستاورد دانش آدمیان بوده است. حکیم ارد بزرگ
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://shiraneeshirvan.blogfa.com/
zahra sedaghat
کاربر رسمی انجمن شماره یک شیروان
کاربر رسمی انجمن شماره یک شیروان
avatar

تعداد پستها : 128
محبوبیت : 625
تاریخ عضویت : 2009-07-21
امتیاز : 803
جنسیت : انثى
آدرس پستي : شیروان خیابان دانش

پستعنوان: رد: شیرکوه ، امشب اشکهایم را بر پیکرت حس می کنی ؟   الخميس يونيو 18, 2015 1:18 pm

شیرکوه فرزند شیروان \"ارد بزرگ" را باز گردان شیرکوه ، زندگی در گامهای او جاریست ... * نوشته است:
شیرکوه
فرزند شیروان "ارد بزرگ" را باز گردان
شیرکوه ، زندگی در گامهای او جاریست ... *
همه ماها بی صبرانه منتظر دیدار حکیم ارد بزرگ هستیم I love you

_________________
پدر و مادر , شما را دوست دارم
حکیم ارد بزرگ ، شیرکوه و تپه ارگ را دوست دارم
شیروان , تو را دوست دارم
ایران , تو را دوست دارم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
شیرکوه ، امشب اشکهایم را بر پیکرت حس می کنی ؟
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
برای شیروان و برای افتخارش حکیم ارد بزرگ Shirvan :: درباره شیروان و بزرگ فیلسوف جهانی آن-
پرش به: